رسول اکرم (ص): مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد (بحار،ج 73،ص 354)

›› سخن مدیر: فاطمیه ۱۴۴۰
6 بهمن 1397
کانون برهان از روز تاسیس خود دو مناسبت غدیر و فاطمیه را به صورت ویژه ای پاس داشته است . غدیر نمایه تکمیل دین است و فاطمیه چراغ راه دینداری . تاریخ مملو از تلاش ها و زحمات فراوان آشکار و پنهانی است که برای ماندگاری این دو رویداد بزرگ اعتقادی از طرف محبین اهل بیت(ع) انجام شده اند و بر هر شیعه و محب اهل بیت(ع) فرض است که عزم را جزم نموده و گام در راه خدمت به اهل بیت (ع) با محوریت این دو مناسبت نهد . کانون نیز سعی می کند جزو این مجاهدین باشد.متن کامل را بخوانید

کانون برهان » مقالات » صیانت از شئون لازمه جامعه مطلوب
›› صیانت از شئون لازمه جامعه مطلوب
24 اردیبهشت 1392 | موضوع: مقالات | 4300 بازدید | 0 دیدگاه

به بهانه سوم رجب سالروز شهادت حضرت امام هادی (ع)

صیانت از شئون لازمه جامعه مطلوب


زیارت عظیم و پرمحتوای "جامعه کبیره" به عنوان درسنامه امامت تشیع، یادگار عزیزی است که در سال 254 هجری قمری به زهر "معتز " خلیفه ملعون عباسی مسموم و در غربت سامراء به دعوت الهی لبیک گفت . حضرت علی بن محمد ،ابوالحسن الثالث،  امام هادی (ع) که با رفتن خویش غم را قرین حضرت امام حسن عسکری (ع) و خانه امامت را غرق در غصه نمود.

 

در جهت احیای آموزه های آن امام بزرگوار ، تبرّکا به بیان و توضیح روایتی از ایشان می پردازیم:

در کتاب شریف بحار الانوار جلد 72و75 حدیث زیر از آن حضرت نقل شده است که : امام هادی(ع)فرمودند :" من هانت علیه نفسه فلا تامن شره " . " هرکه خود را سبک شمارد، از شرش ایمن مباش"

انسان به عنوان اشرف مخلوقات الهی ، حامل امانت عظیم ، مسجود فرشتگان و خلیفه الهی بر زمین ،حقیقتی است متشکل از جسم و روح ،که توسط خداوند تبارک و تعالی مورد کرامت واقع شده و با استفاده از قوه اختیار ، به بندگی در پیشگاه معبود یکتا نشاندار گشته است.

 

انسانها با تشابه کلی در خلقت از بابت شاکله جسمی و روحی ، دارای تفاوت های ظاهری در قد و رنگ و شمایل و ... بوده و از نظر روحی دارای تفاوت در توانمندی های بالقوه می باشند . خداوندی که هرچیز که آفرید ، نیکو آفرید ، بدون ذره ای ظلم و تبعیض هرکس را توانایی اعطا و نسبت به آن توانایی از او خواهان تکلیف شده است. که هیچکس را تکلیفی نیست غیراز وسعش. وسعی که خداوند فطرتا درنهادش جای داده وتشریعا او را بدان سوی راهنما شده است .

انسان دارای شئون متفاوت ناشی از سرمایه های جسمی و روحی خویش میباشد . شئونی ناشی از احوالات جسمی (از معلولیت تا سلامت کامل – از ضعف تا نهایت قدرت)  جغرافیای زیستی( از خانه تا جامعه . از قبیله تا نژاد) و تاثیر و تاثر خانوادگی ( نقش والدین).

 

از سوی دیگر در حین تکامل انسانی  ناشی از گذر عمر ، شئونی جدید به انسان ملحق میشود . شئونی ناشی از  جغرافیایی اعتقادی ( از بی دینی تا انسان مومن کامل) ، حیطه مقامی( از رعیتی تا پادشاهی)، وظایف ایجابی ( ناشی از جایگاههای تعریف شده عرفی و قراردادی).

 

انسان در انسان بودن خویش دارای شئونی تعریف شده و متمایز کننده از سایر مخلوقات می باشد . شئونی که تعریف کننده منزلت انسانی بوده و در صورت عدول از آن باعث زیرسوال رفتن مقام انسانیت و نزول از آن میگردد . انسانی که از نعمتها و امتیازات اعطا شده از طرف حضرت باری تعالی بهره نجسته، قلب ، چشم و گوش خویش را مقفول به اغلال هوس و شهوت نموده و ربّ خویش را فراموش نماید ، از مقام و شان انسانیت به مرتبت حیوانیت و حتی پایین تر از آن نزول مینماید . غفلت از داشته ها و بهره نگرفتن شایسته از آنها ثمری نخواهد داشت ،غیر از سبک شماری شئون انسانیت و نزول به درجه حیوانیت.

 

حضرت امام هادی (ع) درفرمایش گهر بارخویش هشدار از شرّ چنین انسانی را داده و سبک شمرده شدن مقام و شئونات انسانیت از طرف افراد را عامل خطر در باب نزدیکی و مجالست با چنین افرادی برمیشمارد . از جمله مصادیق سبک شماری خویشتن توسط برخی، عدم استفاده از عقل و تفکر در امور میباشد. برخی غافل از نعمت عظیم عقل ، امور و کارهای خویش را برپایه هیجان و احساسات بنیان نهاده و با شوری مختصر به موجی هولناک بدل میشوند .موجی که ثمری غیر از تخریب و خسارت نخواهد داشت . مبرهن است قرارگرفتن در راستای حرکت این موجب چیزی جز خسران به بار نخواهد آورد.

 

طبیعتا انسان کمال خواه و مطلوب طلب ، برای نیل به قلل کمالات ،دوری از شرّ چنین انسانهایی را برخود لازم دانسته و با پاگذاشتن بر روی برخی خواهشهای نفس و وسوسه های شیاطین  ،در دام چنین افرادی خود را گرفتار نخواهد ساخت . افرادی که شئون ابتدایی انسانیت را سبک شمرده و عقل را به گنجیه ای بلااستفاده بدل کرده اند.

 

اگر نیک بنگیریم گاهی شاید خود نیز دچار این سبک شماری شده و هیجانات و اغوائات نفسانی مان باعث گمراهی در صراط مستقیم میشود . گاهی شاید عقل را به ورطه تعطیلی کشانده و با حبس انسانیت خویش، روحیه حیوانی خود را به عرصه فراخوانده باشیم . که در این احوال کسی از شرّما در امان نخواهد بود ، حتی خودمان . سوال این است که حفظ شئون انسانی برایمان خیلی سخت و دشوار است  حداقل در ارتباط با خلق (که در ارتباط با خداوند تبارک و تعالی و شان بندگی ،  مشکل بسیار است)؟ آیا انسان که خود را به خلیفه اللهی  غرّه کرده و با توان جسمی و روحی مورد ادعا ، توان حفظ شئون ابتدایی انسانیت از قبیل استفاده دائمی از عقل به عنوان پایه عمل ، استفاده صحیح از اعضاء و جوارح، دوری از وسوسه شیاطین و محبوس کردن نفس اماره را ندارد؟ آیا زندگی در جامعه ای مملو از شر افرادی که شئونات خویش را حفظ نمیکنند، آسان است یا حیات در حیطه ای مملو از کمالات انسانی؟

 

از سویی دیگر فرمایش گهربار امام هادی (ع) نظر خاص به شئون اکتسابی توسط انسان نیز دارد . شئونی که انسان برای نیل به آنها و به دست آوردنشان ، عمری را سرمایه گذاری نموده و امتیازی را بدست آورده است . شئونی که به اختیار انسان بدست آمده و انتخاب بشر در راههای پیش رو او را بدین مقصد رهنمون ساخته است . منزلت هایی که نه تنها خود انسان را درگیر خود ساخته بلکه سایر انسانها را نیز تحت الشعاع خویش قرار میدهد . مرتبتهای خانوادگی ، اجتماعی ، کاری ، قومی ، نژاد و حتی گاهی جهانی . مقاماتی که فرصتی در اختیار انسان برای بروز کمالات و توانایی ها بوده و از سوی دیگر امتحان و آزمایشی است که مصحح اولیه آن افراد ساکن در آن حیطه میباشند و مصحح نهایی ، خداوند تبارک و تعالی.

 

هر مقام دارای شانی است که لایق و حائز شرایط مقام بعد از کسبش ، بایستی پایبند به آن شئون باشد . شئونی ناشی از قوانین و عرفیات . شئونی دارای بایدها و نبایدها . حد و حدود . عرض و طول . رسیدن به مقام و سبک شماری شئون  آن ، هرچند مقام پدری یک خانواده یا مدیریت یک اداره یا معلمی یک کلاس باشد ،شرّی است که پیرامون را مورد آزار و اذیت قرارخواهد داد . شرّی که گاهی امانی در مقابلش متصور نخواهد بود.

از جمله خسران های ناشی از چنین سبک شماری هایی میتوان به از بین رفتن حیثیت و جایگاه شخص و حتی مهمتر از آن لوث شدن جایگاه خود آن مقام اشاره کرد . کم کاری فردی در جایگاهی میتواند لکه ننگینی دائمی برای فرد و جایگاه ایجاد نموده و متاسفاته حافظه تاریخی را مبتلا به علامت تعجبی بزرگ نماید.

 

امام هادی (ع) در جمله گهربارخویش نکته ای بسیار ظریف نیز نهفته دارند . وقتی کسی شئون خویش در جایگاه فردی و منزلت اجتماعی خود را سبک شمرده و محفوظ نداشته و غیر از شرّ ارمغان دیگری نخواهد داشت، طرفداری از او و خود را در پیرامون او قراردادن، میتواند ثمر خیری داشته باشد ؟آیا پیروی از چنین فردی میتواند خیر دنیا و عاقبت را به همراه آورد ؟ آیا عدم مقابله با چنین افرادی میتواند جامعه و حیات طیبه ای را باعث گردد؟

 

پایان سخن و چند نکته برای داشتن جامعه ای مطلوب:

حفظ شئون انسانیت ، برای تک تک افراد جامعه  فرض است . که زندگی در شهر، بهتر از زندگی در جنگل می باشد.

مقام و پست فرصتی است برای خدمت به زیردست (از سرپرستی خانواده تا فرمانروایی عالم) . صیانت از شئون هر پستی بر صاحب آن لازم است و واجب . افراد حائز شرایط برای هر پستی را لازم حفظ شئون آن پست است و افراد عاجز از حفظ شئون و یا نالایق برای پست ، دوری و اجتناب از آن واجب.

زندگی در جامعه ی "به من ربطی ندارد" یعنی گام نهادن در لانه حیوانات و زیستن کنار آنها  و تداوم حیات به شرط خوش شانسی در باب اهلی بودن آنها.

سوال آخر: فاصله ما تا جامعه مطلوب چقدر است؟




بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها: