حضرت علی (ع): برترین عبادت یک چیز میباشد و آن پاکدامنی (عفاف) است.



» ثبت نام در سایت
›› سخن مدیر اسفند 94
29 اسفند 1394
سال 1394 را در حالی به پایان میرسانیم که نخستین سال فعالیت دوره چهارم هیات مدیره کانون و هفتمین سال فعالیت کانون فرهنگی مردمی برهان، طبق اهداف آغازین سال، سال تعامل با نهادهای مردمی و دولت محترم در امر فرهنگ بود.
متن کامل را بخوانید

کانون برهان » مقالات » میزان رضا و غضب الهی؛ به مناسبت شهادت ام ابیها صدیقه طاهره(س)
›› میزان رضا و غضب الهی؛ به مناسبت شهادت ام ابیها صدیقه طاهره(س)
10 فروردین 1393 | موضوع: مقالات | 2322 بازدید | 0 دیدگاه

گام اول :

زندگی دنیوی انسان مملو از لطافت ها و دلخواه ها و مشکلات و ناپسندهاست . طبعا انسان جاذب ملائمات است و دافع منافرات . انسان با روح حیوانی خویش راضی به دلخواه هایش و ناراضی از ناپسند های پیش آمده ،حیات خویش را سپری نموده و خویشتن را با این دو قطب متفاوت نمود می بخشد .

صحبت از رضا و غضب است . دوقوه . دو نیروی درونی برای موجود صاحب شعور و اراده . صاحب اختیار و توان .

اکثرا انسانها چراغ رضا و غضب خود را با خواسته های نفسانی و راحت تر بگوییم ، خواسته های روح حیوانی خویش روشن کرده و متاسفانه احساسات و عواطف را بر عقل حاکم می نمایند .

خیلی راحت به دستور نفس راضی می شویم به آنچه که شاید نباید راضی کننده باشد و خیلی آسوده به نسیمی از سوی نفس خویش غضبناک می شویم به آنچه که شایسته اش نبود.

اکثرا انسانها راضی و مغضوب، مغلوب نفس و احساس خویشند و چه مشکلات و فجایع از این مغلوبیت نفس و احساس که تاریخ به خود دیده و انسانها از آن رنج کشیده اند .

 

گام دوم :

انسان های کاملی هستند که رضا و غضبشان از احساس و روح حیوانی شان تبعیت نمی کند . انسانهایی که عقل ، حاکم براعماق روح و جانشان بوده و حکمرانی می کند .

انسانهایی که رضا و غضبشان فقط از عقلشان سرچشمه می گیرد . اسیر نفس و احساسات نیستند . اسیر روح حیوانی خویش نیستند . اسیر لذائذ ظاهری و دل بستگی های صوری نیستند .

انسانهایی که پایه و اساس انسانیت شان را عقل قرارداده و آنوقت در حقیقت میرسند به آنجا که بتوان فریاد برآورد که :" راضی است به رضایت عقلش و مغضوب است به غضب عقلش".

چندنفر در چنین مقامی سراغ دارید ؟ چند نفر را می شناسید که تصمیم های احساسی نگیرند ؟ زود و الکی خوش نباشند ؟ با دیگران از روی نفسانیات خویش دشمنی نورزند ؟ چند را نفر را می شناسید که رضا و غضبشان ناشی از عقلشان باشد نه جهل و تمایلات شخصی شان ؟ چند نفر را میتوانید مثال بیاورید که "یرضی لرضی العقل و یغضب لغضب العقل" باشند؟

 

گام سوم:

آدمیت همین است که عقل حاکم برشئونات انسان شود . ولی کمال آدمیت به این است که رضایت و غضب خویش را منوط به رضا و غضب الهی کند . اراده اش را فانی در اراده الهی نماید . یعنی راضی بشود به آنچه خدا از آن راضی است و غضب کند به آنچه خدا غضب می کند .

یعنی هرچه خدا دوست دارد ، دوست داشته باشد . هرچه خدا دشمن بدارد، دشمن دارد . هر چه خدا بخواهد آن دلخواهش گردد و هر چه خدا نخواهد ، از آن روی گردان باشد .

سخن از خرق عادت نیست بلکه در این دنیای آزمایش ، ستارگانی هرچند اندک، اما بودند و موجودند که "یرضی لرضی الرب و یغضب لغضب الرب"،البته در عالم خلقت کم اند ، آنهایی که بدون چون و چرا راضی به رضای رب شدند ، و مغضوب به غضب او . خیلی کم اند . بسیاری از پیامبران بزرگ الهی در این وادی کم آورده اند تا چه رسد به من و شما و امثال ما ها .

و ستاره بی نظیر این عرصه کسی نیست، غیر از اوییکه عبدی بی نظیر برای خدا بود و خاتم انبیای الهی . حضرت محمد مصطفی(درود خدا باد بر او و خاندان گرامیش) ایشان هرچه کرد، هر چه دوست داشت ، هرچه خواست ،هرچه دشمن داشت و هرچه فرمود و هر چه رفت و هر چه را مانع شد ، همه و همه با محاسبه رضایت حضرت حق بود و با در نظر داشتن غضب باری تعالی . و رضایتش به رضایت الهی بود و غضبش به غضب الهی . و نبود چون و چرایی و اعتراضی و سوالی و حرفی و کلامی . و هرچه بود بندگی بود و عبودیت محض و طلب رضایت معبود.

 

گام چهارم :

رضایت الهی و غضب و سخطش در چیست؟ چگونه میتوان خداوند را راضی نمود و از غضبش برحذر ماند . جان کلام آن است که گویند : رضایت خدا از بنده خویش آنگاه بدست می آید که ببیند بنده از دستورات او پیروی نموده و از مناهیش کناره میگیرد . و آنگاه بنده می رسد به جایگاهی که "رضی الله عنه" و بشارت می یابد به رضوان که "یبشرهم ربهم برحمه منه و رضوان" .

و آنگاه که گوییم خدا از امری راضی است، یعنی آنکه این کار مطابق دستور الهی بوده است . و چه هدفی بالاتر از این برای زندگی و حیات انسان که هرآن و هر لحظه در طلب جلب رضایت الهی باشد و خوشا آن حال که راضی گردد، معبود از عبد خویش و "فوز عظیم" حاصل آید .

وکیست آن کسی که به دنبال غضب الهی باشد ، با آنکه تاریخ شاهد است و سنت گواه که مغضوبین درگاه الهی حالی بسیار زشت و ناپسند در دنیا و عاقبتی سخت و ناگوار را انتخاب کرده و عذاب دردناک دنیا و عقبی را انتظار می کشند . همانهایی که صراطی را برگزیده اند که روزانه بارها و بارها هر مسلمانی از خداوند متعال حذر از آن صراط و هدایت به سمت راه مستقیم را خواهان است . و غضب الهی به بیان روایات چیزی نیست غیر از عقاب و عذاب که نتیجه بدکاری های بندگان عاصی است .

 

گام پنجم :

در عالم خلقت کسی هست که چون ستاره ای فروزان می درخشد در باب جلب رضایت الهی و دوری از سخطش . کسی که نه تنها رضا و غضبش از روی احساسات و تمایلاتش نبود و عقل در رضا و غضبش حکم می راند ، بلکه رضایت الهی و غضب الهی را مقدم بر درخواست و دلخواه خویش قرارداده بود و بود "یرضی لرضی الرب و یغضب لغضب الرب" .

و کاربالاتر و بسیار بالاتر از این است .

روایت حضرت خاتم الانبیاء(ص) را به خاطر آورید که فرمودند : "یافاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک"

"ای فاطمه خداوند غضب میکند به غضب تو و راضی می شود از رضایت تو "

آری فاطمه زهرا (س) نه تنها کسی است که راضی است به رضای رب و غضب می کند به غضب رب، بلکه فاطمه(س) والاتر از این است . فاطمه(س) در افق اعلی به جایی رسیده است که رب تبارک و تعالی راضی است به رضای فاطمه(س) و غضب میکند به غضب فاطمه(س) .

در این گام توقف لازم است و تدبر .

 

فاطمه(س) چه جایگاه و مقامی دارد که رضایت الهی به رضایت اوست و غضب الهی به غضب او؟! فاطمه(س) در چه مرتبتی قرار دارد که میزانی گردیده برای رضا و سخط الهی ؟!

همه تلاش آدمی در عالم خاکی جلب رضایت خالق بی همتا و دوری از غضب رب العالمین است. تمام عبادات و اطاعات و دعاها همه برای راضی شدن خداوند از بندگی ما و دوری از غضب و خشم اوست . و کلید رضا و غضب الهی کسی است که خداوند به رضایتش راضی و به غضبش مغضوب است . واین کلید کسی نیست غیراز فاطمه (سلام خداوند براو) .

و دنیا محلی برای محک خوردن انسان ها با میزان رضا و غضب الهی و عقبی محلی برای مشاهده نتایج این آزمایش عظیم است و خوشا به حال کسانی که سربلند گردند در این امتحان سخت .

 

پی نوشت :

در باب روایت حضرت پیامبر اکرم (ص) که فرمودند :" یافاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک " می توان از منابع زیر نامبرد : مستدرک حاکم نیشابوری- مجمع الزوائد هیثمی- المجم الکبیر طبرانی – کنزل العمال هندی – کامل ابن عدی – اسد الغابه ابن اثیر- سبل الهدی و الرشاد صالحی – ینابیع الموده لذوی القربی قندوزی – تاریخ بغداد ابن نجار- میزان الاعتدال ذهبی – الاصابه ابن حجر – امتاع الاسماع المقریزی- نظم درر السمطین زرندی- تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر که همگی از مدارک اهل تسنن می باشند .

 




بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها: