رسول اکرم (ص): مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد (بحار،ج 73،ص 354)

›› سخن مدیر
20 بهمن 1398
حلقه مفقوده آموزش معارف دینی در جامعه،آموزش این معارف به گروه سنی نوجوان می باشد. این فقدان در خانواده ها با کنارکشیدن والدین از صحنه آموزش و رفع مسئولیت از خود نمودیافته و در فضای آموزشی کشور نیز با عدم به روزرسانی اطلاعات مربیان مربوطه و استفاده از نیروهایی که تایم مطالعاتی آنها کمتر از دانش آموزان است،کاملا آشکارمی باشد.از سوی دیگر مبلیغین مذهبی در سطح محلات از ارتباط با نوجوانان به خاطر تعدد سوالات و یا عدم استعداد در برقرار ارتباط گریزان بوده و سایر مجالس مذهبی موجود نیز راهی غیر از افزایش شعور را درپیش گرفته اند.متن کامل را بخوانید

کانون برهان » مقالات » سلمان محمدی ، عالِم عامِل
›› سلمان محمدی ، عالِم عامِل
17 آبان 1395 | موضوع: مقالات | 1005 بازدید | 0 دیدگاه

تاریخ مذهب تشیع در سال 11هجری ، روزی را در خود ثبت نموده است، که در آن به شهادت عامه و خاصه نبوده برایش مگر چهار پیرو . روزی که نام شیعه و مدال ارزشمند آن را بجز چهار سینه ، قابل و لایق نشانداری نبوده . روزی که اگر نبودند این چهار تن ، بسا که فشار و اختناق شدید جامعه و سستی ، ایمان ظاهری و اسلام لسانی مردم ، نفس در سینه گوهر دردانه هدایت و امامت، به حبس مبتلا شده و زمین به جزای ناشکری خلق ، اهلش را در خود فرو می بلعید.

آن روزگار چهار تن ماندند تا از آنها به عنوان"ارکان اربعه تشیع"نام در کتب تاریخ آورده شود . ابوذر ماند و عمار . مقداد ماند و سلمان . ماندند تا تشیع علوی معنا یابد . مومنان حقیقی ماندند تا امام برحق ، دل خوش براین با استقامتان روزگار باشد و پشت گرم به حضورکم تعداد ، ولی با اخلاص و پر بهره شان.

ارکان اربعه تشیع ، چهارپایه اقتدار شیعه در زمانی بودند که ابراز ایمان که نه ، ابراز محبت به ولایت امام منصوب الهی ، جرمی بود با جزایی سخت، ولی سهل الاجرا . چهار رکن تشیع در زمانی تولّی و تبرّی را به نمایش انظار نهادند ، که خفقان در اوج بود و فریاد در قعر . سکوت تشویق داشت و نجوا تنبیه . در زمانی که اگر نمی ماندند و بروز نمی دادند، پیروزی از آن منافقان می گردید و سکوت ، پیشه مومنان . اگر نمی ماندند ، محبت ولی الله، به ظاهر، به قلوب و اذهان منتقل می شد و از عمل در ارکان و بروز محبت در جوارح ، مردم خود را بدون تکلیف می پنداشتند . و چه دشوار امتحانی بود ، بروز محبت در آن دوران که ظاهر نیز باید متفاوت می شد ، تا همه بدانند که این مسلمان ، حب ولایت علی (ع) در سینه دارد و قوت در اعضا برای عمل . و سلمان یکی از آن چهار مومن و شیعه واقعی تاریخ بود.

همویی که سالها جستجو کرده و ره ها نوردیده ، ناز و نعمت را رها ساخته و سختی به جان خریده ، تحمل غلامی در دنیای فانی را برای بسیاری نموده تا به مقصود برسد. پرسش گر بوده و هوشیار ، شنوا بوده و فهیم، دقیق بوده و جستجو گر و در نهایت به اویی رسیده که وعده نهایی خداوند بوده و هدایت گر سلمان به اوج عزت دنیوی و سعادت اخروی.

قدر و مقام سلمان را همین بس که سلمان "ابن الاسلام" نام گیرد و "سلمان محمدی" لقب . منزلت اورا همین کافی است که "منا اهل البیت " شمرده شود . جلالت و شکوه دینش را همین بس که او را در اوج مرتبه ایمانی به حساب آورده و سرآمد علم و عمل بین همه اصحاب نبی خاتم(ص) باشد . و آخرت سلمان را همین بس که اشتیاق بهشت میزبان براو ، بیشتر از رغبت اوست به بهشت .و خوشا به سعادت سلمان که در لحظه حساس امتحان خلق ، سربلند بوده است و پیروزدر باب عمل به علم خویش.

آنچه در بررسی زندگی سلمان فارسی اهمیت بسیار دارد ،دو صد یا سه صد سال زندگی قبل از اسلام او نیست . چرا که همه آن را می توان در یک جمله خلاصه نمود که (( سلمان خدا جویی بود واقعی)) . او برای یافتن خدای فطری ، تمامی ادیان الهی حی در زمان خود را، برفطرتش عرضه داشت .هرگاه ندای موافق فطرت خداجویش را لبیک گو یافت ، عمل خویش را برطبق آن شریعت بنا نمود .لیکن هیچگاه نه از عمل بازایستاد و نه از جستن.چرا که اگر بندگی نباشد، نیل به مراتب بالاتر محال است. سلمان ، عمر را تعریف و معنا بخشید با جستن و کنکاش و آرام نگرفتنش تا لحظه وصال حبیب الهی . زندگی سلمان فارسی قبل از تشرف به حضور نبی خاتم و اسلام آوردن ، هرچقدرهم طولانی بوده باشد ، بزرگترین درسش برای همه ما هم میهنان او خداجویی است و بس.

اما آنگاه که در تاریخ "سلمان فارسی" به "سلمان محمدی" بدل می شود ، سلمان بهترین معلم برای همه هم دینان و هم کیشان خود است . برای همه مسلمانان که پای درسش بنشینند و بیاموزند راه و روش مسلمان بودن. راه و روش تسلیم شدن . راه و روش سعادت دنیا و عقبی . و این کلاس درس نه فقط مخصوص تشیع ، که وامدار سلمان و سه رفیق هم سانش میباشد ، بلکه مخصوص تمامی مسلمانان خواهد بود به شرط شاگردی کردن شایسته در آن .
درس سلمان محمدی برای همه دوران ها، حبّ و محبت در مسیر صحیح و الهی با دو بازوی توانمند علم و عمل می باشد . سلمان حتی در زمان ایمان آوردن به نبی خاتم(ص) ، از داشته ها و اندوخته های علمی خویش که از وعده های ادیان الهی در باب پیامبر آخر الزمان نشات گرفته بود، بهره برد . او بی نشان ایمان نیاورد . نشانه ها را جست و آنگاه که نشانه ها را در نبی خاتم (ص) متجلی دید ، ایمان آورد . ایمانی بدون درنگ . ایمانی با تمامی وجود.

سلمان آنگاه که به مقصود خویش رسید ،تمامی عمرش را در حبّ منتخبین الهی مصروف داشت و این حبّ را از دستبرد نامحرمان و عوامل فریب دنیوی دور داشته و در عین حفاظت از این گوهر عظیم ، ترس از جان و مال را مانع بروز حبّ و مودّت خویش نسبت به محبوبین درگاه الهی ننمود . آری دانستن سلمان را به عمل واداشت نه به تفاخر بر دانسته های محبوس در ذهن . علم مفید آن است که عمل به بار آورد و بدون عمل،علم را چه سود.

چه چیز سلمان را بدین مقام والا رساند که جبرئیل سلام رسان الهی به او بود از طریق نبی خاتم(ص) ، غیر از علم اندوزی و عمل به علم ؟!
((او را عالم به علم اول و آخر دانسته اند . ))
((علم او را دریایی دانسته اند که قعرش نامعلوم است . ))
((او را عالمی دانسته اند که لایدرک است و درک نمی شود . ))

ولی سلمان را فقط دانشمند و عالم معرفی نمودن ظلم است در حق او. چرا که در اوج علم و دانایی که می تواند خاصیت بسیاری در عالم خلقت باشد ، عامل به علم خویش بود و آنهم عمل نه در یک باب و غفلت از ابواب دیگر ، بلکه هر آن و هر لحظه به معرفت بدل شده به یقین و اعتقاد و ایمان ، عامل بود و اینگونه عمل به علم خاصیتی است نادر در عالم خلقت.

سلمان مرد میدان بود . مرد میدان علم و مرد میدان عمل . او دانشمندی گوشه گیر و شاگرد پرور صرف نبود . او برای حفظ کرسی تدریس و جایگاه دنیوی خویش تلاش نمی کرد . او برای مرید پروری نمی کوشید . او علم برگرفته از اهل بیت (ع) را با عمل نکردن کفران نمی نمود . سلمان "منا اهل البیت" بود نه به خاطر علمش ، بلکه از برای علم توام با عملش. چراکه الگویی باید قلمداد می شد که پاک منزه از رفتار و کردار سست و ناپاک بوده باشد و سلمان غیر مسلح به نیروی عصمت ، به قوت دو بال نیرومند علم و عمل چه شایسته الگویی برای جامعه شد.

سلمان محمدی، الگویی شایسته است برای جامعه اسلامی علی الخصوص عالم تشیع و بالاخص ایرانیان که افتخار هم میهنی با او را داشته و خاک و سرزمینشان به وجود او مفتخر است.
سلمان خوب یاد میگرفت ، در لحظه عزم جزم می کرد . درست عمل می کرد . سلمان خوب شاگردی می کرد و کلاس تدریسش رفتار و کردار اجتماعیش بود.
عنوان درسی "عالم عامل" به استادی سلمان محمدی برای همگانی که بخواهند بدون آنکه ردپایی در شیعه و پیرو بودن امام معصوم از خود برجا بگذارند، در مسیر امامت و ولایت معصومین (ع) محو گشته و نام نیک اخروی برای خود کسب نمایند ، لازم التحصیل است.

پایان سخن اینکه : ((از امام صادق(ع) که مرتب یاد سلمان و خصایص او می نمودند ، دلیل این امر پرسیده شد . حضرت صادق(ع) جهت آن را سه خصلت سلمان محمدی دانست:
نخست آنکه او خواست امیرالمومنین(ع) را برخواست خود مقدم میداشت.
دوم آنکه او بینوایان را دوست می داشت و آنان را برمال داران و دنیا طلبان ترجیح می داد.
سوم آنکه علم و عالم دوست بود .))

منبع روایات و مطالب تاریخی: منتهی الامال شیخ عباس قمی

جواد عبدل زاده
کارشناس ارشد قرآن و حدیث
09144101050




بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها: