رسول اکرم (ص): مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد (بحار،ج 73،ص 354)

›› سخن مدیر
20 بهمن 1398
حلقه مفقوده آموزش معارف دینی در جامعه،آموزش این معارف به گروه سنی نوجوان می باشد. این فقدان در خانواده ها با کنارکشیدن والدین از صحنه آموزش و رفع مسئولیت از خود نمودیافته و در فضای آموزشی کشور نیز با عدم به روزرسانی اطلاعات مربیان مربوطه و استفاده از نیروهایی که تایم مطالعاتی آنها کمتر از دانش آموزان است،کاملا آشکارمی باشد.از سوی دیگر مبلیغین مذهبی در سطح محلات از ارتباط با نوجوانان به خاطر تعدد سوالات و یا عدم استعداد در برقرار ارتباط گریزان بوده و سایر مجالس مذهبی موجود نیز راهی غیر از افزایش شعور را درپیش گرفته اند.متن کامل را بخوانید

کانون برهان » مقالات » سردار امّت،امّتِ سردار
›› سردار امّت،امّتِ سردار
20 دی 1398 | موضوع: مقالات | 40 بازدید | 0 دیدگاه

کتب لغت امّت را از امّ به معنی قصد گرفته و آن را شامل جمعی می دانند که قصد وهدف مشترک داشته باشند.این وجه اشتراک می تواند وجه تشابه مکانی باشد و "امتی جغرافیایی" بوجود آورد،که به خاطر وجود قرابت مکانی امّت نامیده می شوند. می تواند وراثت، عامل تجمیع باشد و همخونی و قومیت وجه شباهت گردد و "امتی طایفه ای" حاصل شود و یا آنکه دین و آیین، امّتی را بوجود آورد که وجه اشتراکشان اعتقاد و اعمال عبادی یکسان باشد، که در این امّت مرزی مکانی و حدی زمانی وجود نداشته و آنچه نقش وحدت آفرین را ایفا می نماید،همانا ایمان و عمل است.

طبعا کلمه امّت نمی تواند به تنهایی بار مثبت معنایی در ذهن القا نماید.چراکه با وجود اینکه امّت نشانگر جمع بودن و اتحاد است، لیکن اعتقاد نادرست،امّتی برسبیل غیر حق را نتیجه داده و ثمری جز فسق و فجور و دوری از حقیقت را به بار نخواهد آورد.چه بسیار امم جغرافیایی و طایفه ای و ایمانی که در تاریخ زیسته و امروزه حتی نامی از آنها در کتب برجای نمانده و چه کم امّت هایی که تاریخ ساز شده و سفیدی حقانیتشان و یا تیرگی وظلمت جهل و جورشان،بشارت و عبرتی برای امروزه مردمان قلمداد می شود.پس اگر امّت مفاهیم مثبتی همچون وحدت جمعی متفرق،هم مسلکی و هم مقصدی را در خود دارد،اما شرط خیر بودن بارمعنایی امّت،بی شک نوع مسیر انتخابی است که قصد از تجمیع چه بوده و هدف کدام سو می باشد.

یکی دیگر از ابعاد کلمه امّت،جلوه و بزرگی این اصطلاح می باشد.امّت متفاوت ازگروه است که در واقع هردونشانی از جمع شدن تعدادی از افراد متفرق می باشند،ولی بارمعنایی امّت بسیار وزین و سنگین تر از گروه بوده وحس متقابل شنونده در قبال امّت و گروه یکسان نخواهد بود.

امّت در قرآن را بایستی جمعی بدانیم که به داشتن یک سو و یک هدف مشترک تشابهاتی بین خود داشته و این تشابه ها عاملی می شود در جهت حرکت و تلاش به سوی کمال و رشد و یا سقوط و سکون.در قرآن کریم خدای بی همتا برآن تاکید دارد که نبوده امّتی مگر آنکه انذار دهنده ای برای آنها بوده باشد و این امّت به معنی امّت جغرافیایی یا امّت طایفه ای می تواند قلمداد شود و چه بسیار اممی که هدایت نشده و راه کفر را پیمودند.و یا از امّت هایی سخن رفته که بر غیرحق متحد بودند و نزول انبیاء را باعث شده اند.و باز اشاره به این مورد رفته است که برترین امّت ها در نزد تمامی مردم،امّت اسلامی است که برای عدالت و اصلاح بشر قیام نموده اند.

وجود بشیر و نذیر،نبی وهادی،برای امّت اسلامی عاملی بوده است در جهت طی مسیر عبودیت و بندگی و پیشوایی در راه نیل به سعادت.نبی خاتم و اوصیای او خط سیر امّت اسلامی،تکالیف و وظایف آنها را به روشنی مشخص کرده و بعد از دعوت در جهت ایمان به توحید و عدالت،مسلمین را به عمل صالح فراخوانده اند.عبودیت الهی آنگاه محقق خواهد شد که معرفت با عمل توام شده و ندای توحید بر رفتار و کردار اعمال تبلور یابد.که حجت تمام است. اماشاکرا و اما کفورا.

امّت اسلام با اشارات فوق تمامی مسلمانانی را شامل می گردد که در عقیده تابع خطوط تعریفی دین خاتم النبیین(ص) بوده و در عمل پیروقرآن و سنت در تلاش برای نیل به عمل صالح هستند،فارغ از قرابت مکانی و وراثت خونی. هرگاه و هرکس که ندای توحیدی نبی خاتم(ص)را شنیده و قبول کرده و سلم برآن شده است و به آیین و روش آن آخرین فرستاده و ائمه معصومین انتخابی خدای بی همتا و معرفی شده از سوی او،عالم و عامل گردیده،جزئی از امّت اسلامی است.همان امّت برتری که خداوند یکتا را به آنگونه که او می خواهد بندگی می نمایند و وظایف عبادی شخصی و اجتماعی خود را به منصه ظهور می رسانند و این ظهور را نه مرزی مکانی می تواند محدود کندو نه قومیت و روحیه قبیله ای و نه زبان و رنگ رخسار.

امّت اسلام جمعی است متشکل از هم هدفان و هم نظران،هم مسلکان و هم سفران، هم کیشان و هم نفسان. از هر رنگ و نژاد و زبان و موقعیت جغرافیایی و زمانی به شرط استقرار در زیرپرچم توحید و مکتب ثقلین.

امت اسلام جمعی است در راه نفی خدایان دنیایی و شاهد برخدای بی همتا.در راه برقرار کردن قسط و عدل و دوری از ظلم و اجحاف.در راه محبت و اطاعت از فرستادگان الهی و دوری و بغض نسبت به دشمنان آنان.امّت واحده ای که قلب هایشان بریک ضربان می تپد و آن خدا محوریست.امّتی که قرار است به حبل الهی اعتصام دائم داشته و از برهم خوردن و بهم ریختن تجمیع خود خودداری نماید.که تفرقه،از هر بیماری واگیرداری برای امّت اسلام خطرناکتر و کشنده تر است. و امّت از اجزائی همچون دانه های تسبیح شکل یافته اند که حفظ آنها بر مدار اسلام به وجود همان نخ وحدت آفرین نیازمند است.

در آیه 120 سوره نحل چنین آمده است که : "ان ابراهیم کان امه قانتا لله حنیفا و لم یک من المشرکین" ابراهیم به تنهایی امّتی بود مطیع فرمان خدا،خالی از هرگونه انحراف،و نبود از مشرکان.

در تفسیرذیل این آیه بیان های مختلفی وجود دارد از جمله اینکه آیین ابراهیم در زمان حیاتش یگانه بود و غیر از او کسی را چنین آیینی نبوده است.به همین خاطر ابراهیم(ع) خود به تنهایی یک امّت بود در راه یکتاپرستی .در نگاهی دیگر اطلاق امّت بر ابراهیم (ع) اشارت است به اینکه هرفضیلتی و کمالی که به طریق تفرق در امّتی یافت می شد همه در وجود گرامی اوجمع شده بود.که لیس من الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحد آری امّت ناشی از جمع است.جمعی همفکر و هم راه که مقرر است به جمع بودن خود،نواقص را برطرف وبا اتحاد خویش مکمل یکدیگر باشند.اتحاد فکری و عملی و تجمیع نیروها باعث رسیدن به اهداف امّت خواهد شد.حال اگریک فرد به تنهایی کار آن جمعیت را انجام داده و به هدف برسد، غیر از تعبیر امّت چه می توان در بابش گفت!؟ و ابراهیم (ع) چنین بود.

و اما امّت در جامعه امروز:
خبرشهادت سردارغیور اسلام حاج قاسم سلیمانی بسیارشوک آور و تکان دهنده بود.شایدیکی از سخت ترین لحظات برای برزبان آوردن کلمه استرجاع بعد از درک این خبربود،امانشانه مومنین همان است وخداوند باصابران همراه.
یگانه بودن او در راه مبارزه با جبهه کفر در تمامی جبهه ها و در تمامی لحظات بی نظیر بوده و از او چهره ای بی مثال را بوجود آورده است.در تمامی جبهه های تجاوز کفر به سرزمین اسلامی،حاج قاسم حضور داشته.حضوری وزین که لرزه براندام به ظاهر مجهز و پشتگرم به منابع مالی کفر و شرک عالم،می انداخته.این حضور همیشه عامل وحدت و همدلی جبهه اسلامی گردیده و تغییرات عمده ای در نتیجه ببار آورده است.او به تنهایی امّتی بوده که در راه جهاد اسلامی یک لحظه و یک آن عقب ننشسته و بلکه به عنوان پیشرو و پیشوا در خط مقدم بوده است.وقتی حاج قاسم در صحنه بوده انگار امّت اسلام در مقابل جبهه کفر قدبه مقاومت افراشته و پرچم اسلام به پیروزی به اهتزاز بوده است. او به تنهایی یک امّت بود برای جبهه اسلام.

در دیدگاهی دیگر شهادت حاج قاسم آخرین قطعه پازل فضایل او بود.آنگاه که بعداز هجرتش از این جهان دون،یاران و آشنایان زبان به وصف فضیلت هایش گشودند،شناخت مسلمین از سردار خود، لحظه به لحظه بیشتر و حسرتشان در غفلت از شناخت و قدرشناسی او نزد مومنین افزون ترگردید.او را فضایلی بی شمار بوده که هر انسان آزاد اندیش را عاشق مرام و مسلکش می نماید.فضایلی که در رابطه خود با خلق و خود با نفسش عیان و به رابطه خود با خدایش نیز سرایت داشته است.

اوجمعی از فضایل بوده با دافعه شدید نسبت به اضدادشان.امری که به سختی در یک انسان تجمیع می شود. شجاعت در عین عدم تکبر- صلابت در عین مردمداری-رشادت در عین تواضع-فروتنی در عین هیبت-سربازی در عین فرماندهی- خلوص در عین داشتن منصب-بندگی در حین مبارزه-خانواده دوستی در حین هجرت-شهادت در حین جهاد. مهمتر اینکه این فضایل را نه تنها برای مدتی کوتاه،بلکه در عمرسرتاسر جهاد و مبارزه او می توان به عیان مشاهده نمود.

با دقت به این مفاهیم،امّت نامیدن سردار نیزخالی از معنا نخواهدبود که او جمعی از فضایل بود که در تک تک اجزاء امّت به تنهایی شاید یافت شده، ولی در او تجمیع گردیده بود. او به تنهایی امّتی بود در تجمیع فضایل دریک فرد.
فارغ از تمامی این فضایل سردار،آنچه بسیار حائز اهمیت است اینکه سردار وقتی در قید حیات دنیوی بود به تنهایی امّت بود و بعد از آنکه به حیات اخروی و روزی خوردن نزد خدای بی شریک نقل مکان کرد،ریسمان و حبل وحدت امّت گردید. تشییع بی نظیر او در دو کشور اسلامی و شهرهای مختلف از جمله در اماکن متبرکه ،گردهمایی ها و مجالس بزرگداشت در اقسام بلاد،پیام های تسلیت و سخنرانی های بی مانند بزرگان اقوام،نشان از آن داشت که تمامی امّت اسلام از تمامی نقاط عالم به حول محور سردار گردهم و همدلند.

هر امّتی نقطه اشتراکی برای شکل گیری می خواهد و اشتراک امم اسلامی و مردمان متفرق جوامع اسلامی در طول چندروزگذشته نام و یاد او بوده است.کشور و رنگ و زبان در این وحدت رنگ باخته و همه و همه به نخ تسبیح عقیده سردار که همانا ظلم ستیزی اسلامی و مقاومت در مقابل مستکبران بوده است،متحد و منظم شده اند.

در لغت عرب،ام القوم به معنی سردار است.سردارقاسم سلیمانی امروز خود امّتی در عالم بنیان نهاده است.امّتی با هدف و نظر و مسلک مشترک و مشخص. امّتی که در راه مقاومت اسلامی و دفاع از حدود و کیان جوامع اسلامی، پیشرویی چون سردار را پیشوای خود قرارداده اند.امتی که قرابت سنی و مکانی و قومیتی برایشان اهمیتی نداشته و آیین مشترکشان با سردار،اسلام و مرامشان مقاومت است.سردار امّت بود و مسلمین امّت سردار.

خاتمه سخن اینکه سردار در فاطمیه رفت و با عشق به فاطمه(س) که تنهادخت نبی خاتم(ص) بود و یگانه همدم علی(ع). فاطمه(س) را نیز تشییعی بود که کثرت جمعیت نه ، بلکه قلّت حاضرین، عامل امّت سازیش بود.

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها.

جواد عبدل زاده



بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

دیدگاه‌ها: